صفحه اول . نوشته . عکس

 

ماه جاری

 
 
 

 

 

دوشنبه   30 بهمن 85

 

يك سردبير نمايش راديو، بار تصويری فيلم "كازابلانكا" را ضعيف و كيفيت نسخه‌های موجود را نامطلوب دانسته (ظاهراً نه سينما را می‌شناسد و نه خبر دارد سال‌هاست چيزی درست شده به اسم DVD)، با انجام يك اقدام مفرح، قصد دارد داستان را به صورت راديويی نوشته و جهان ادبيات نمايشی را بتركاند. طفلك "مايكل كورتيز"، با همه‌ی بی‌سوادی و نابلدی كه در سينما داشته، دستش از دنيا كوتاه است تا بوسه بزند بر دستان پر توان و خلاق راديويی‌جماعت سازمان فخيمه؛ يك مشت جماعت [...]، بجز چند استثنا.

   
 

سه‌شنبه   24 بهمن 85

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بورد تبليغ "اسكان"، طبقه هم‌كف همان مجتمع باكلاس و محل تردد باسوات‌های "پايتخت"!

* * * * *

كارشناسان خبره و اين‌كاره‌ی مسائل سينمايی و فرهنگی، طی بيانيه‌ای كوبنده، 32 دليل پخش نشدن مستقيم و كامل مراسم اهداء جوايز جشنواره فيلم فجر را در طول 25 سال گذشته از تلويزيون، به آن شرح اعلام كردند:

الف) حضور وزرا و وكلای مربوطه با مايوی مامان‌دوز در رديف اول؛

ب) هم‌آغوشی ميهمانان در رديف دوم تا دهم؛

پ) فحاشی و پرده‌دری روی سن توسط مجری مربوطه (با يك عالم ريش)؛

ت) ماچ شدن هيأت داوران توسط آن دسته از سينماگران بی پدر و برادر؛

...

ی) عدم رعايت ستر عورتين از جانب قريب به اتفاق اهالی سينما؛

   
 

دوشنبه   16 بهمن 85

 

در اين چند روز، چند فيلمی ديدم كه ارزش حرف زدن آن‌چنانی ندارد مگر در حد افاضاتی چند:

- "كدام استقلال؟! كدام پيروزی؟!"، مسعود ده‌‌ نمكی (1383 تا 1385)؛ احتمالاً خودش هم نفهميد كه چه چيز را می‌خواهد با دوربين‌اش نشان دهد. مصداق كامل پريدن از اين شاخ به آن شاخ. يك سوم اول فيلم بهتر از بقيه‌اش درآمده است. با ديدن اين فيلم فهميده می‌شود كه مقوله رفتن بانوان به استاديوم آزادی قابل تأمل بوده می‌باشد.

- "به نام پدر"، ابراهيم حاتمی‌كيا (1384)؛ تا اطلاع ثانوی هر چه بسازد می‌شود "آژانس شيشه‌ای".

- "آفسايد"، جعفر پناهی (1383)؛ صد رحمت به كار "ده نمكی". چه خريتی كرده "سونی پيكچرز" كه پولش را حرام خريدن اين شبه فيلم كرده است. به شدت بی سر و ته. كاش توقيف نمی‌شد تا مردم می‌فهميدند با چه شاهكاری در عرصه  نابازيگری و گفتگوهای صد من يك غازی طرفند. اميدوارم استاد "محمود كلاری" اين اشتباه‌اش را در كارنامه كاری‌اش درج نكند.

و يك استثنا:

- "قدم‌گاه"، محمدمهدی عسگرپور (1384)؛ دستش درد نكند كه لذت برديم از فيلمش (خودم تنها نديدم).

و يك بی‌ربط:

- "آخرين سامورايی"، ادوارد زوئيك (2003)؛ بی‌ربط از آن جهت كه توهينی بس بزرگ است كه سينمای حرفه‌ای را با درپيت‌های وطنی در كنار هم در فكرمان بگنجانيم. يك فيلم فوق‌العاده تأثيرگذار كه ژاپنی‌ها هم از فرط اشتياق، بهترين همكاری‌شان را با هاليوود كردند. می‌شود چند بار ديد.

* * * * *

حدود 14، 15 سالی است كه راديو و تلويزيون ما اذانی پخش می‌كند از استاد "راغب مصطفی غلوش". در اين كه استاد، قرائت قرآن‌اش حرف نداشت شكی نيست (كه ديگر ندارد). اما، اذانی كه مسؤولين سازمان فخيمه شيفته‌اش شده‌اند و صبح و روز و شب پخش‌اش می‌كنند، ذره‌ای معنويت و زيبايی صوتی ندارد. يك اذان سازمانی رفع تكليفی ماشينی. يك روز وقت بگذاريد و نسخه‌های مختلف اذان را از انواع شبكه‌ها بشنويد تا ببينيد اذان مرحوم "آقاتی" ارزش شنيدن دارد يا "غلوش" كه در همان ايام پول گرفت تا شهادت بر ولايت اميرالمؤمنين(ع) را برای دل ما بخواند؛ و چقدر ما [...] ايم كه چنين چيزی از او خواستيم. اذان مرحوم "آقاتی" يعنی پرت شدن به جلوی سردر مسجد زير گذر بازارچه شاپور با عطر نان سنگك كنجدی و بوی ريحان تازه سبزی‌فروش كنار مسجد و نم كشيدن از چكيدن قطرات مانده از وضوی پدربزرگ كه دارد حوض شمعدانی ماهی قرمز را به طرف شبستان دور می‌زند...

* * * * *

پرونده فيلم "بچه الكی" در وب‌نامه جشنواره فيلم فجر "گل‌آقا".

   
 

شنبه   14 بهمن 85

 

رضاداد: "جشنواره فيلم فجر در خاورميانه بی‌نظير است."

چنانچه جشنواره فيلم امارات را و جشنواره فيلم كويت را و جشنواره فيلم عراق را و جشنواره فيلم بحرين را و جشنواره فيلم عمان را و جشنواره فيلم افغانستان را و جشنواره فيلم پاكستان را و جشنواره فيلم اردن را و جشنواره فيلم سوريه را و جشنواره فيلم هر كور و كچلی را در منطقه بی‌نظير خاورميانه در نظر نگيريم، آن گاه است كه فرمايش جناب دبير جشنواره‌ی بی‌نظير، بی‌بديل و بسيار ويژه درست می‌زند آنجايی كه بايد!

   
 

شنبه   7 بهمن 85

 

شنبه، 8 بهمن 1384، نوشته بودم:

" مژده؛ مژده؛ به اهالی دلسوخته و محترم و عزادار محل. موزيک‌سرای "محمد" با انواع ساز و تنبک و شيپور و طبل و سنج و کيبورد و ارگ و وانت و موتور برق و علم هشتاد شاخه پر طاووسی، در خدمت هيأت‌های عزاداری و خانواده‌های محترم می‌باشد. حالا که دوباره آخ جون محرم اومد و صفاسيتی، با اطمينان خاطر، نو گلان نشکفته خود را به ما بسپاريد تا ساعات خوب و خوشی را در پياده‌روهای مسير حرکت دسته‌جات! برای آنان فراهم کرده و مقدمات شکفتن آن عزيزان را تسريع بخشيم. اين موزيک‌سرا، آرزوی شب‌های خوشی را برای عزاداران جوان و محترم دارد. "

و حالا، بعد از گذشت يك سال، نه تنها از رو نمی‌روند بلكه:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- كليه! خريد و فروش طبل، سنج، سايدرام (ايرانی و خارجی)

2- تعميرات انواع سايدرام، طبل (ايرانی و خارجی)

3- تعميرات اكو و آمپيلی! فاير

4- آموزش گروهی و فردی ريتم‌های عزاداری

5- كليه خدمات، خريد و فروش و تعميرات فقط در ايام محرم زير قيمت بازار عرضه می‌گردد.

6- برای رفاه حال شما عزيزان سرويس‌دهی و خدمات! ما خدمت می‌رسيم!

7- با كسب اطلاع در هزينه و وقت صرفه‌جويی كنيد.

و من الله التوفيق

بر منكر پيشرفت روزافزون معنوی مردم دل‌سوخته اين مرز و بوم ...

* * * * *

آی مردم! من حاجی شده‌ام... تو رو خدا، معلومه؟!

   
 

صفحه اول . نوشته . عکس

 

This site is designed by Mohammadreza Jamalifard  2004