صفحه اول . نوشته . عکس

 

   
ماه جاری

يک شنبه   21 اسفند 84

   

آنونس زيبای فيلم "صباح" ساخته يک خانم سوری-کانادايی؛ فرمت QuickTime

* * * * *

هر کپسول و نارنجک و بمبی که امروز از دست ابلهی به سمتی پرتاب شود و بترکد و بترکاند و نفرين برای والدينش به ارمغان ببرد، ريشه در افروختن شعله کوچکی دارد که در اعماق تاريخ، نياکان ما افروختند.

   
 

شنبه   20 اسفند 84

   

فروش ماهی قرمز سفره هفت سين به علت شيوع بيماری جنون آبی ممنوع شد. همچنين به علت گستردگی بيماری تنبلی حاد چشم لوبيا چشم بلبلی و کهير زدن جوانه های ماش و افت ميزان پلاکت دانه های عدس و گندم، زير کشت بردن هرگونه سبزه قدغن شد. در ضمن به خاطر عدم ثبات نسبی و منطقی در بازارهای جهانی و دستمالی شدن بيش از حد مسکوکات زرنشان بانک مرکزی، نهادن هر قسم سکه رايج و منحط بر سر سفره هفت سين غير قانونی اعلام شد. شايان ذکر است سمنو و سماق و سنجد و سير و سيب فعلاً هستند تا نوبتشان برسد.

* * * * *

می گويند با آبگيری سد سيوند، آثار ماقبل تاريخ و هنگام تاريخ و مابعد تاريخ به زير آب خواهد رفت. هم وطن گرامی! سکوت ديگر بس است. سر از زير برف، شن، لحاف يا گريبان بيرون آر و فرياد بزن مظلوميت اين آب و خاک را. کمپلت داری می روی زير آب؛ اينقدر بی خيال! پاسارگادت را به آب بستند. کوروش کبيرت را آب کشيدند. حيا کن! امضا کن! بگو که غيرت داری و نمی خواهی تاريخت را شلپه آب ببينی. ديدی چه راحت اصفهان هتک حرمت شد؟! ديدی چه راحت جنگل لويزان بی عصمت شد؟! ديدی چه راحت دامن خليج هميشه فارس تو در آستانه لکه دار شدن بود؟!  می بينی شرکت کافر "Google" چطور زير بار ثبت لوگوی نوروزت نمی رود؟! مگر نمی دانی هويت 35 هزار ساله ات خاری شده در چشم اين جهانيان و آن جهانيان؟! مگر نمی دانی دنيا در حسرت يک روز جای تو بودن در شعله های آتش می سوزد؟! تو ديگر که هستی که اين همه ديده ای و می بينی و می دانی ولی از رو نمی روی...

* * * * *

جورج کلونی برای بازی در "Syriana" اسکار گرفت. اوايل فيلم در تهران انفجاری رخ می دهد. برای ما بايد فيلم جذابی باشد؛ به خصوص اين که عده ای حرفه ای آن را ساخته اند. فيلم درپيتی نيست. نفس گير است و پر تعليق. روی سايت اينترنتی فيلم، در کمال شجاعت و مناعت طبع و گشاده رويی و بلند نظری و حرفه ای گری، نسخه 120 صفحه ای کامل فيلمنامه را گذاشته اند برای دانلود؛ مرامی که هرگز در اکثريت سينماگران وطنی ديده نشده و نخواهد شد و اتفاقی که هرگز در سينمای وطنی رخ نداده و نخواهد داد.

* * * * *

دوستانم ديروز درختان مقطوع شبه جنگل لويزان را تشييع کردند؛ قرار شد کليپ اش را برايشان بسازم ولی چندان موافق شان نيستم. گزارش تصويری ايسنا

   
 

چهار شنبه   17 اسفند 84

   

گزارش تصويری بی نظير خبرگزاری فارس از مراسم اهدای اسکار. از بانوان گرامی به علت عدم رعايت حداقل حجاب، در مراسم جداگانه ای تقدير به عمل آمد؛ تا چشم استکبار در آيد.

   
 

سه شنبه   16 اسفند 84

   

پخش مراسم اهدای جوايز اسکار از سيمای جمهوری اسلامی ايران (س.ج.ا.ا):

- اسکار بهترين بازيگر نقش اول مرد می رود به (همان goes to)..... آقای هافمن، توسط آقای ويل اسميت

- اسکار بهترين بازيگر نقش اول زن می رود به ..... خانم ويل اسميت، توسط خانم هافمن

- اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل مرد می رود به ..... آقای استيون اسپيلبرگ، توسط آقای جورج کلونی

- اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل زن می رود به ..... خانم هافمن، توسط خانم ويل اسميت

- اسکار بهترين طراحی لباس می رود به ..... آقای جورج کلونی، توسط آقای جک نيکلسون

- اسکار بهترين چهره پردازی می رود به ..... آقای ويل اسميت، توسط آقای هافمن

- اسکار بهترين فيلم کوتاه می رود به ..... آقای جک نيکلسون، توسط آقای جورج کلونی

- اسکار بهترين فيلم سال می رود به ..... آقای هافمن، توسط آقای استيون اسپيلبرگ

 

خداوند نوع بشر را بر دو جنس آفريده؛ مؤنث و مذکر. اين دو نوع بسته به جذابيت شان گاهی عريانند گاهی نيمه عريان. اگر در گوشه ای از دنيا عده ای نيمه عريان کنار عده ای مستور جمع می شوند، در گوشه ای ديگر مجبور نيستند آنها را ببينند. همان خبر را به صورت مکتوب بدهند مجری بخواند تا بقيه هم روی تصوير سبيل اش تصور کنند که مثلاً خانم "راشل وايز" اسکارش را مثلاً از آقای "کيانو ريوز" گرفته يک ماچ هم رويش.

   
 

دو شنبه   15 اسفند 84

   

وقتی بازی بازيگران نامزد جايزه اسکار را می بينم، بيشتر متوجه مسخرگی انتخاب "شهره آغداشلو" در بين نامزدهای نقش مکمل اسکار دو سال پيش می شوم. انتخابی بس مزخرف و احمقانه که عده ای بی هويت بی هنر بر خود می باليدند که اين خانم نماينده زن ايرانی بود در آن بازار مکاره. وا اسفا به حال اين، که نماينده اش، آن بود.

   
 

چهار شنبه   10 اسفند 84

   

فحاشی بر چند قسم است؛ اول آن که طرف را ببينی و از راه دهان به دهان حرف بد بزنی، دوم آن که طرف را ببينی و يقه را بگيری و از راه دهان به دهان حرف بد بزنی، سوم آن که طرف را نبينی و از راه دهان به گوش حرف بد بزنی، چهارم آن که طرف را نبينی و از راه چشم به چشم کار بد بکنی (اين قسم فحاشی کلامی ندارد). شرکت واحد تهران مرتکب قسم چهارم فحاشی شده است. مردم بی چاره از بی ماشينی را چپانده در اتوبوس، کل هيکل ماشين را رنگ کرده (خوشگل و صورتی) جوری که نه از بيرون داخل معلوم است نه از داخل بيرون که اگر کسی را در  درون سر ببرند يا آتش بزنند يا زورگيری مسلحانه بکنند يا گروگانگيری مؤدبانه بکنند يا اصلاً خانم ها بريزند آقايان را بيچاره کنند يا مثلاً آقايان بروند از خانم ها کتک بخورند، کسی از بيرون متوجه نمی شود. مردم نجيب (و عجيب) ما هم يا صدايشان در نمی آيد يا اگر زوری داشته باشند گوشه ای از اين رنگ آميزی مليح هنری را می تراشند تا حداقل ببينند شب است يا روز. معلوم نيست منی که از بيرون، اين ماشين مخصوص حمل زندانيان محکوم به ابد را می بينم قرار است پودر برف بخرم يا آن مسافر مظلومی که در داخل مجبور است پس کله نفر جلويی را تحمل کند؟! حتماً نبايد با حرف بد زدن فحش داد به کسی؛ اين جوری هم می توان فحاشی کرد. رو می خواهد و گوش کر، که هر دو را خيلی ها دارند. سال ها پيش شرکت واحد اين کار را کرده بود و ظاهراً ممنوع شد اما ... اما ندارد؛ چشم مردم کور، چه چيزی يا چه کسی را می خواهند بيرون ديد بزنند؟!

   
 

سه شنبه   9 اسفند 84

   

سينمای ايران طی يک حرکت هماهنگ و خالصانه قصد دارد ارکان و ستون سينمای جهان را لرزانده و چنان مشت محکمی بر دهان اسلام ستيزان غرب (شرق ديگر نداريم) بکوبد و چنان اعتراضی به گوش جهانيان برساند که از هم اکنون کمپانی های عظيم فيلم سازی جهان عزا گرفته اند چه کنند با اين غضب هنرمندانه. امروز، سينماهای تهران (يا ايران) به نشانه ابراز خشم خود از اتفاق اخير شهر سامرا و محض دهن کجی به دشمنان کوردل و انهدام بساط عيش و طرب اهالی خمار هنر هفتم جهان (غير از اينجا)، کرکره اکران فيلم های خود را بکشد پايين؛ از صبح تا دو بعد از ظهر!

1) آفرين بر نخبگان برنامه ريز و دلسوخته اهل بيت(ع) سينمای وطنی که عدم تحمل اين اتفاق در اين ديدند که سالن های خالی را تعطيل کنند؛ از جهت نظافت و مرتب کردن

2) جهان اسلام از تعطيلی نصفه نيمه سينمای ول معطل مبتذل پايتخت ام القرای کشورهای دنيا چه نفعی می برد و چه اذهانی را معطوف خود می بيند؟!

3) کمر دشمنان کوردل شکست از اين اقدام سريع و بی محابای دوستان عزادار

4) 8 صبح تا 2 بعد از ظهر وسط هفته کاری، جز دخترکان نوپای خيابان گرد و پسرکان ولگرد مدرسه گريز و اندکی ديگر، کدام مسلمانی متأثر می شود از اين عزاداری؟!

5) دشمنان کوردل آسوده باشند که از ساعت 2 بعد از ظهر تا بوق سگ، کسی روان شان را آزرده نخواهد کرد و مطربان بر طبل بی عاری محکم تر از پيش خواهند کوبيد.

6) زنده باد سينمای آبگوشتی وطنی

   
 

دو شنبه   8 اسفند 84

   

جای بسی شگفتی و خجالت است که بعد از گذشت اين همه سال از اختراع تلفن جيبی، علت لرزيدن گوشی را تازه فهميده ام؛ می دانستم که ويبره لرزش يک صفحه فلزی داخل گوشی است ولی کجای گوشی؟! درون باطری... واقعاً شرمنده...

   
 

پنج شنبه   4 اسفند 84

   

ويرايش اول "فيلم آموزشی/ توجيهی زلزله و ايمنی ويژه مربيان مهدکودک" ساخته شد. اين همان فيلی است که اين چند روز هوا کردم.

   
     
 

صفحه اول . نوشته . عکس

 

This site is designed by Mohammadreza Jamalifard  2004